بازاریابی محتوا

چرا باید بازاریابی محتوا را برای کسب و کار خود انتخاب کنیم؟

یکی از مهمترین سوالاتی که باید در نوشتن هر محتوایی به آن توجه کنیم این است که چرا باید بازاریابی محتوا یا بازاریابی محتوایی را برای کسب و کار اینترنتی خود در نظر بگیریم؟

هنگامی که شما یک سوال یا یک مشکلی دارید، کجا پاسخش را می گیرید؟ به احتمال زیاد در یک موتور جستجویی مانند گوگل این کار را انجام می دهید.

هنگامی که دارید توی شبکه های اجتماعی مورد علاقه خود می گردید، دوست دارید چه چیزی را به اشتراک بگذارید؟ شاید یک داستان جالب و یا شاید هم یک تصویر هوشمندانه باشد.

بازاریابی محتوا

هنگامی که شما در حال کار کردن هستید، احتمالاً آیا به پادکست های جذاب یا به آخرین کتاب های صوتی کسب و کار خود گوش می دهید؟

هنگامی که در حال جستجو برای رزرو هتل یا خرید برخی نرم افزارهای جدید مرتبط با کسب و کار خود هستید، چه چیزی را دنبال می کنید؟

شاید testimonialها یا امتیازهایی که به یک هتل داده شده؟ شاید یک تحقیق یا گزارش مقایسه ای برای بررسی آن نرم افزار؟

در هر یک از این موارد، این بازاریابی محتوا است که مشکلات ما را حل می کند، باعث می شود که ما حس خوبی داشته باشیم یا به ما ایده سفر بعدی را می دهد.

محتوا یک وسیله ترویجی است و از طریق آن شما می توانید با دیگران ارتباط برقرار کنید.

قدرت محتوای زنده

محتوا با ما صحبت می کند و سبب می شود تا ما بخواهیم که آن محتوا را به اشتراک بگذاریم و به مردم انگیزه می دهد تا چیزی را خریداری کنند.

به عبارت ساده، همه کانال های شبکه های اجتماعی فوق العاده ما امروزه بدون محتوای حماسی (بازاریابی محتوا) بی فایده است.

شرکت های بازاریابی اکنون به این مسئله پی برده اند که آنها می توانند محتوایی را تولید کنند که از نظر کیفیت برابر یا بهتر از بسیاری از شرکت های رسانه ای باشد.

بازاریابی محتوا

علاوه بر این آنها بدنبال این هستند تا بتوانند منافع ملموسی را با محتوای مرتبط به مشتریان و متقاضیان ارائه بدهند تا به کمک آن راهکارهایی برای برخی از سخت ترین مشکلاتی که ایشان با آن مواجه هستند را ایجاد کنند.

با تولید محتوایی که زنده و مرتبط با بازار هدف شما است، شما نقش مهمی را در زندگی مشتریانتان آغاز خواهید کرد. بازاریابی محتوا برای ارتباطات آنلاین شما، چاپ و ارتباطات شخصیتان به کار می آید.

و این همان نقشی را دارد که روزنامه ها، مجلات، تلوزیون، رادیو، کنفرانس، ورکشاپ ها و وب سایت ها در گذشته بازی می کردند.

بازاریابی محتوا

اکنون زمان اینست که شما از این نقش در کسب و کار خودتان استفاده کنید.

انتخاب هوشمندانه

امروز همه ما همانقدر فرصت داریم که ۵ سال پیش نیز داشتیم، اما سهم این مسئله اکنون بیشتر شده است.

در کشورهای اروپایی و آمریکایی، کاربران در دهه ۷۰ میلادی شاید ۵۰۰ پیام بازاریابی را در روز دریافت می کردند، اما امروزه آنها با بیش از ۵۰۰۰ پیام تبلیغاتی یا بیشتر در روز هدف بمباران تبلیغاتی قرار داده می شوند.

اما کاربران به بسیاری از پیام ها اهمیتی نمی دهند- آنها بسیار هوشمندانه پیام ها را دنبال می کنند.

طی تحقیقی که در سال ۲۰۱۰ انجام شده، مصرف کننده قبل از اینکه تصمیم به خرید بگیرد حداقل ۵ محتوا را مورد مطالعه قرار می دهد و نکته بسیار جالب اینجاست که این میزان مطالعه در سال بعد به بیش از ۱۰ محتوا رسید!

گوگل پیش بینی کرده که این تعداد با افزایش رسانه های بیشتر به صورت مداوم افزایش خواهد یافت، چرا که افراد با این رسانه ها بیشتر درگیر می شوند.

البته این اتفاق اکنون در سال ۲۰۱۷ رخ داده. همانطور که در مقاله قبلی هم ذکر کردیم، حدود ۱۱ شبکه اجتماعی بسیار پراهمیت را ذکر کردیم که تعداد بسیار زیادی از ایرانیان در آنها عضو هستند.

نرخ نفوذ اسمارت فون ها

با توجه به تحقیقی که در سال ۲۰۱۲ صورت گرفته، نرخ نفوذ اسمارت فون ها در آمریکا و اغلب اروپا به بیش از ۵۰ درصد رسیده است.

با رشد و گسترش نرخ نفوذ اینترنت در کشور ما و استفاده روز افزون از گوشی های هوشمند، این مسئله در کشور ما در سال ۲۰۱۷ به وقوع پیوسته و بیش از ۴۰ میلیون کاربر از گوشی های هوشمند خود برای جستجو در اینترنت استفاده می کنند.

این مسئله به این معناست که اکثریت ما از ابزارهای جمع آوری محتوا (اسمارت فون ها) در تمام اوقات استفاده می کنیم.

بازاریابی محتوا

بر اساس یک مطالعه بر روی بیش از ۵،۰۰۰ تلفن همراه:

• هشتاد و چهار درصد اعلام کردند که بدون تلفن همراه نمی توانند روز خود را سر کنند!

• پنجاه درصد با گوشی همراه خود می خوابند، که از این تعداد بیش از ۸۰ درصد بین سنین ۱۸ تا ۲۴ سال قرار دارند.

• بیست درصد افراد گوشی خود را هر ۱۰ دقیقه چک می کنند.

و براساس یک بررسی دیگر، بیش از ۵۰ درصد از صاحبان تلفن همراه، محتوای خود در حالی مطالعه می کنند که مشغول تماشای ویدیو و یا برنامه تلویزیونی هستند!

این بدان معنی است که حتی اگر مشتریان شما ۲۴/۷ روز هفته هم غرق در محتوا شوند، بازهم می توانند و اجازه می دهند تا پیام ها از آن مسیری که می خواهند و نیاز دارند به آنها برسد.

این مسئله اهمیت روز افزون بازاریابی محتوا را پر رنگ تر می کند.

دلایل توجه به بازاریابی محتوا

امروزه دلایل بسیاری برای تغییر نگرش به سوی بازاریابی محتوا وجود دارد. ما در اینجا سعی می کنیم تا به چند مورد از آنها اشاره کنیم.

محدودیت های تکنولوژی وجود ندارد

در گذشته هزینه انتشار بسیار بالا، پیچیده و گران بود. شرکت ها می بایستی میلیون ها تومان برای تهیه و تولید محتوا و بازاریابی آن پرداخت می کردند.

اما امروزه، هر کسی می تواند به صورت آنلاین و البته رایگان در عرض چند دقیقه هر چیزی را که می خواهد به اشتراک بگذارد.

در دسترس بودن استعدادها

قبلاً افراد برای کار کردن مجبور بودند که در شرکت هایی مشغول به کار شوند و خیلی محتطاطانه عمل کنند.

اما این مسئله با به وجود آمدن مشاغلی همچون فریلنسیگ تا حد زیادی برطرف شده و افراد می توانند در هر زمان و هر مکانی به هر صورت که مایل باشند با هر کسی کار کنند و هر میزان درآمد که نیاز دارند با توجه به تخصص خود کسب کنند.

بازاریابی محتوا

مقبولیت محتوا

 

امروزه شما مجبور نیستید برای اینکه فردی مورد قبول، نزد مردم باشید حتماً در یک شرکت اینترنتی معتبر مشغول به کار شوید، بلکه این کاربران هستند که میزان مقبولیت را تعیین می کنند.

آنها هستند که تصمیم می گیرند چه محتوایی از نظر آنها ارزشمند است و چه محتوایی ارزش چندانی نزد آنها ندارد.

بر اساس یک بررسی دیگر، افرادی که بین ۱۹ تا ۳۴ سال هستند، در واقع انتظار دارند تا برندها برای آنها محتوای ایجاد کنند و ۸۰ درصد تمایل دارند تا مستقیماً از طریق بازاریابی محتوا سرگرم شوند.

یک شرکت تنها کمتر از ۹ ثانیه وقت دارد تا توجه مشتری و کاربر را به خود جلب کند و این برای تمام شرکت های رسانه ای و غیر رسانه ای صادق است.

بازاریابی محتوا

محتوایی که مفید بوده و کاربر را وادار به واکنش کند باعث توجه خاص کاربر به محتوای شما می شود.

در این لحظه است که کاربر هر چیز دیگری را متوقف می کند و از آنها می گذرد تا به محتوایی که شما تهیه کرده اید توجه کند.

شبکه های اجتماعی

شبکه های اجتماعی برای اکثر برندها، بدون ایجاد و انتشار اطلاعات ارزشمند، سازگار و وادارکننده، کار نخواهد کرد!

اگر برندها می خواهند در سوشیال مدیاها یا شبکه های اجتماعی، حضوری موفق داشته باشند، نیاز دارند تا در ابتدا داستان هایی بگویند تا مخاطبان خود را وادار به واکنش کنند.

حدود ۹۰ از کسب و کارها از شبکه های اجتماعی برای برقراری ارتباط با مشتریان خود استفاده می کنند.

این نوع نفوذ بدان معنی است که شرکت های بیشتری در حال تلاش برای پی بردن به این مسئله هستند که چه نوع محتوایی بایستی در شبکه های اجتماعی خود قرار دهند.

گوگل

بر اساس آخرین الگوریتم های گوگل، پنگوئن و پاندا، (چطور گوگل در موتور جستجوی خود رتبه بندی می کند) که به روز رسانی شده است، نشان می دهد که گوگل تا چه حد اهمیت زیادی را در مورد اشتراک گذاری محتوای منحصر به فرد در نظر می گیرد.

بر اساس آنچه که گوگل به ما می گوید، محتوای اشتراک گذاشته شده ای که از منابع معتبر با آتوریتی بالا باشند، کلید پیدا شدن توسط گوگل است.

بنابراین اگر شما می خواهید تا در موتورهای جستجو به راحتی پیدا شوید، بایستی تنها از استراتژی بازاریابی محتوای منحصر به فرد بهره بگیرید.

در این مورد شما نبایستی به هیچ عنوان از تکنیک های سئوی کلاه سیاه استفاده کنید، چون این کار نتیجه بسیار مخربی بر روی وب سایت شما دارد.

بازاریابی محتوا

بازاریابی محتوا چیست؟ و چه تفاوتی با بازاریابی در شبکه های اجتماعی دارد؟

بازاریابی محتوا چیست؟ و چه تفاوتی با بازاریابی در شبکه های اجتماعی دارد؟

 

بازاریابی محتوا فرآیندی در کسب و کار و بازاریابی به منظور خلق محتوای ارزشمند و درگیر کننده و به اشتراک گذاری آن به مخاطبین برای جذب، بدست آوردن و درگیر کردن مشتری هدفی که به طور کامل درک و توصیف شده است با هدف هدایت مشتری به فعالیتی سودآور است، می باشد.

 

به زبان خودمانی یعنی ما چگونه بیاییم و محتوایی رو تولید کنیم که مخاطبین و کاربرانی که از وب سایت ما بازدید می کنند، با این محتوا درگیر شده و ذهن آنها معطوف به محتوای ما شود

 

و ما به این وسیله بتوانیم مشتریان خود را جذب و فرآیند کسب و کار و فروش خود را خلق و توسعه بدهیم. البته با توجه به پروفایلی (یعنی این مشتری ما چه ویژگی هایی دارد مثل سن، جنس، محل سکونت و بسیاری موارد دیگر) که از مشتری هدف خود تهیه کرده ایم.

 

بازاریابی محتوا

 

استراتژی بازاریابی محتوا می تواند:

 

از تمام کانال های ارتباطی مثل کتاب های چاپی، الکترونیکی، مقالات، موبایل، سوشیال ها و مواردی از این قبیل گرفته

 

تا هر مرحله از فرآیند فروش از استراتژی جذب مخاطب تا استراتژی های حفظ و وفاداری مشتری را شامل شود

 

و می تواند در بردارنده گروه های متعددی از خریداران باشد.

 

از مدیریت بازاریابی محتوا

بازاریابی محتوا، استراتژی تمرکز بر ایجاد یک تجربه ارزشمند است.

 

در آن افراد با اشتراک گذاری محتوای ارزشمند که جامعه را غنی می کند، به یکدیگر کمک می کنند و به این وسیله، کسب و کار خودشان را در موقعیت یک رهبر و پیشرو در حوزه ای که فعالیت می کنند، قرار می دهد.

 

این محتوایی است جذاب، با قابلیت اشتراک گذاری بالا، و مهمتر از همه تمرکز بر کمک به مشتریان است تا آنها متوجه شوند کالاها و خدماتی که شما ارائه می دهید را به شدت نیاز دارند!

 

بازاریابی محتوا: تعریف غیر رسمی

 

بازاریابی محتوا به معنای داشتن مالکیت رسانه به جای اجاره کردن آن است.

 

این یک فرآیند بازاریابی برای جذب و حفظ مشتریان با ایجاد و انتخاب محتوا به طور منظم به منظور تغییر یا افزایش رفتار مصرف کننده، می باشد.

 

بازاریابی محتوا

بازاریابی محتوا: ارائه آسانسوری (elevator pitch)

 

تبلیغات و بازاریابی سنتی به دنیا می گوید که شما یک ستاره راک هستید اما بازاریابی محتوا به دنیا می گوید که شما نفر اول در کار خود هستید.

 

بازاریابی محتوا: برای کارکنان

 

بازاریابی محتوا در مورد ارائه محتوا به مخاطبانی است که در هر جایی آن را جستجو می کنند و به دنبال آن هستند.

 

این ترکیبی موثر از محتوای ایجاد شده، انتخاب شده و بخش بندی شده است.

 

بازاریابی محتوا در واقع عبارتست از فرآیند گسترش و به اشتراک گذاری مطالب مرتبط، ارزشمند و جذاب برای مخاطبان هدف با هدف دستیابی به مشتریان جدید یا افزایش کسب و کار با همان مشتریان فعلی است.

 

بازاریابی محتوا: بازاریابی محتوا برای افرادی که آن را باور ندارند

 

مشتریان شما به محصولات، خدمات و یا خود شما اهمیتی نمی دهند. آنها تنها به خودشان، به خواسته هایشان و نیازهایشان اهمیت می دهند.

 

بازاریابی محتوا در مورد تولید اطلاعات ارزشمندی است که مشتریان شما اشتیاق فراوانی برای بدست آوردن آن دارند و به همین خاطر است که آنها در واقع به شما توجه می کنند.

 

این تعریف برای مواجه صاحبان کسب و کارها و بازاریابان (مارکترها) با آن بسیار دشوار به نظر می رسد.

 

بنابراین بیشتر مارکترها معتقدند که محصولات و خدمات ما خیلی خاص است، و ما معتقدیم که اگر افراد بیشتری درباره محصولات و خدمات ما بدانند، همه مشکلات فروش ما حل خواهد شد!

 

بازاریابی محتوا

بازاریابی با فروش کمتر

 

اصولاً بازاریابی محتوا هنر برقراری ارتباط با مشتریان شما و مشتریان بالقوه بدون فرآیند فروش است!!! این بازاریابی بدون وقفه است.

 

به جای فروش محصولات و خدماتتان، شما اطلاعاتی را در اختیار مشتریانتان قرار می دهید که سبب می شود تا خریداران شما، هوشمندانه تر شده یا شاید با برقراری و ایجاد یک رابطه احساسی، آنها را سرگرم کنید.

 

ماهیت این استراتژی اینست که اگر ما به عنوان یک کسب و کار بیاییم و اطلاعات ارزشمندی را مدام به خریداران ارائه دهیم، آنها در نهایت به کسب و کار ما و صداقت ما پاداش خواهند داد.

 

اکنون دیگر زمان این که شما بیایید و برای محصولاتتان testimonial بگذارید و دیگران بگویند که محصولات شما چقدر فوق العاده بوده گذشته!!!

 

اگر شما هم مثل بسیاری از شرکت ها باشید، احتمالاً تعداد زیادی از این نوع محتواها دارید.

 

مشکل این نوع از محتوا اینست که این نوع محتوا تنها زمانی ضروری خواهد بود که شما انتظار خرید محصولات یا خدماتتان را داشته باشید.

 

اما در ۹۹ درصد مواقع چطور؟ هنگامی که مشتریان شما هنوز آماده خرید نیستند؟؟؟ و این دقیقاً جایی است که بازاریابی محتوا وارد عمل می شود.

 

آگاهی دهنده یا سرگرم کننده

 

محتوا جنبه آگاهی دهنده دارد یا سرگرم کننده. چه گزینه های دیگری برندها برای ما انجام می دهند، هنگامی که با مشتریان و مشتریان بالقوه در حال برقراری ارتباط هستند؟

 

برندها هنگامی که در حال بیان داستان های جذابی برای مشتریان هستند، سعی می کنند به بهترین وجه به مشتریان خود خدمت کنند.

 

  • در واقع شما چهار گزینه دارید. شما می توانید به مشتریان خود آگاهی دهید و به آنها کمک کنید تا زندگی های بهتری داشته باشند، شغل های بهتری را پیدا کنند یا در شغل هایی که در حال حاضر کار می کنند موفق تر باشند.
  • شما همچنین می توانید مشتریان خود را سرگرم کنید و شروع کنید به ایجاد یک رابطه حساسی با آنها.
  • سومین انتخاب شما بر می گردد به افزایش محتوای مشابهی که تفاوت معناداری با مورد قبلی ندارد. این محتوا می تواند به صورت خود-خدمتی و ترویجی باشد. این می تواند همچنین محتوایی باشد که مفید یا سرگرم کننده باشد اما بدلیل کیفیت، سازگاری یا مسائل برنامه ریزی توسط مشتریان شما نادیده گرفته می شود.
  • چهارمین انتخاب شما این است که بروید و برای بازاریابی سنتی، مانند پرداخت برای تبلیغ کردن، ایمیل مستقیم سنتی و روابط عمومی، هزینه کنید. باز هم، هیچ مشکلی با این فعالیت ها وجود ندارد، اما در این مقاله ما به شما یک راه بهتری را برای استفاده از پولهایتان جهت امور تبلیغاتی نشان می دهیم.

 

بازاریابی محتوا در مقابل بازاریابی شبکه های اجتماعی

 

بازاریابی محتوا تا حد زیادی شامل بازاریابی شبکه های اجتماعی می شود؛ و البته، در شبکه های اجتماعی، بازاریاب ها از محتوا برای ارسال پیام های خود استفاده می کنند.

بازاریابی محتوا

اما اگرچه بازاریابی محتوا و بازاریابی در شبکه های اجتماعی همپوشانی زیادی دارند، اما آنها در واقع دو موضوع متمایز هستند که دارای نقاط کانونی، اهداف و فرآیندهای مختلفی هستند.

برای کمک به پاک کردن این سردرگمی، اجازه دهید تا نگاهی بیندازیم به روش های عمده ای که این دو را متمایز می کند.

مرکز ثقل

 

در بازاریابی شبکه های اجتماعیمرکز ثقل تمرکز فعالیت بازاریابی در داخل شبکه های اجتماعی خودشان قرار دارد.

هنگامی که بازاریابان کمپین های شبکه های اجتماعی را اجرا می کنند، این کمپین ها در فیسبوک، توییتر،Google+  و غیره اجراء می شود.

همانطور که آنها محتوا تولید می کنند، آنها این محتواها را داخل این شبکه های اجتماعی قرار می دهند.

در مقابل، مرکز ثقل بازاریابی محتوا نام تجاری یک وب سایت است، صرفنظر از اینکه آن وبسایت برند شده ای باشد که محصولات خاص برند خود را می فروشد یا حتی این چنین نباشد.

شبکه های اجتماعی برای به ثمر نشستن تلاش های بازاریابی محتوا، حیاتی هستند، اما در این مورد، فیسبوک، توییتر و + Google در سطح جهانی

و برای فعالیت در کشور ما فیسبوک، اینستاگرام، توییتر، لینکدین، گوگل پلاس، آپارات، نماشا، تماشا، تلگرام، یوتیوب و لنزور عمدتاً به عنوان توزیع کننده لینک ها به محتوای برند وب سایت استفاده می شود نه اینکه خودش به تنهایی نگه دارنده محتواهای ما باشد.

انواع محتوا

 

در بازاریابی شبکه های اجتماعی، محتوایی که ساخته می شود بایستی متناسب با زمینه پلتفرم شبکه اجتماعی انتخاب شده باشد:

پیام کوتاه در ۱۴۰ کاراکتر برای توییتر؛ مسابقات، آزمون ها و بازی ها برای فیس بوک؛ و غیره.

با این نوع از بازاریابی، برندها رفتار خود را پس از آن از که افراد از شبکه های اجتماعی استفاده کردند، مدل سازی می کنند.

بازاریابی محتوا

از سوی دیگر، در بازاریابی محتوا، زمینه فعالیت وب سایت ها حتی اجازه فرم های محتوای طولانی تر را هم می دهد.

برندها می توانند بلاگ پست ها، ویدئوها، اینفوگرافی ها، و ای بوک ها را منتشر کنند که اینها تنها یک لیستی کوچکی از فرمت های مختلف محتوایی برای وب سایت هاست.

با این نوع از بازاریابی، برندها، رفتار خودشان را پس از media publisher ها مدل سازی می کنند.

اهداف

در حالی که بازاریابی شبکه های اجتماعی و بازاریابی محتوا می توانند برای اهداف متعددی بکار روند، اما با این وجود بازاریابی شبکه های اجتماعی عموماً تمایل دارد تا بر دو هدف تمرکز کند:

  • اولاً آن برای آگاهی در مورد برند استفاده شود.
  • ثانیاً، بازاریابی شبکه های اجتماعی برای حفظ و رضایت مشتری مورد استفاده قرار گیرد؛ برندها می توانند از کانال های اجتماعی به عنوان انجمن های باز اغلب پیرامون مسائل، مشکلات و سوالاتی که مشتریان دارند برای ارتباط مستقیم با آنها استفاده کنند.

 

 

در مقابل، مرکز ثقل بازاریابی محتوا مبتنی بر وبسایت سعی دارد تا بیشتر بر ایجاد (یا هدایت) تقاضا تمرکز کند.

هنگامی که محتوای باکیفیت، مشتریان بالقوه ای را به سوی یک برند می آورد، آن برند می تواند رابطه خود را با آن مشتریان بالقوه گسترش داده و آنها را به سوی تبدیل یا خرید هدایت کند.

تکامل بازاریابی آنلاین

 

ما نیاز داریم تا بازاریابی شبکه های احتماعی و بازاریابی آنلاین را کمتر به عنوان دو بخش مجزا در نظر بگیریم و بیشتر به عنوان بخش های وابسته در تکامل مداوم بازاریابی فکر کنیم.

اینترنت، توانایی انقلاب برای هر برندی را برای برقراری ارتباط مستقیم با مشتریان خود بدون نیاز به یک واسطه صنعت رسانه ای را داراست.

بازاریابی شبکه های اجتماعی اولین گام طبیعی در این فرآیند است:

بازاریابی محتوا

دسترسی به کاربران مستقیم است (کاربران زمان زیادی را در شبکه های اجتماعی صرف می کنند)، و محتوا به طور کلی به تکه های کوچکتر قالب بندی می شود که روند انتشار را نسبتاً آسان می کند.

اما چون برندها با نقش جدید خود به عنوان پابلیشر شناخته می شوند، پیشرفت طبیعی این است که به سوی بازاریابی محتوا حرکت کند.

بله، موانع در اینجا بالاتر است: در بازاریابی محتوا، برندها باید محتوای طولانی تر و با کیفیت بالاتری را تولید کنند و مخاطبان را در سایت های خود بسازند؛ آنها باید تبدیل به پابلیشرهای واقعی رسانه شوند.

اما پاداش ها و نتایج، مسلماً قوی تر هستند. برندها می توانند با مشتریان خود از طریق تلاش های بازاریابی محتوا، ارتباط عمیق تری برقرار کنند.

و با هدایت مصرف کنندگان به وب سایت خود، یک برند دارای فرصت بیشتری برای هدایت منافع و حرکت دادن مصرف کنندگان به پایین قیف تبدیل خود هستند.

همانطور که همه ما پیشگام این استراتژی جدید بازاریابی محتوا هستیم، تعریف مشترک از آنچه ما نسبت به رویکردهایی مانند بازاریابی شبکه های های اجتماعی انجام می دهیم، بسیار ارزشمند است.

کسب و کار

مهمترین مسئله قبل از راه اندازی کسب و کار شما اینست!

گام اول مهمترین گام

یکی از بزرگترین اشتباهاتی که بسیاری از افراد به هنگام ورود به دنیای کسب و کار علی الخصوص راه اندازی کسب و کار اینترنتی انجام می دهند اینست که

در ابتدا نمی دانند که باید از چه مسیری جلو بروند، پیش بروند، از کجا باید کار خودشان را آغاز بکنند،

 

از اولین گامی که باید برای موفقیت بردارند و مهمترین رکنی که پایه و اساس هر کسب و کاری را شکل می دهد اطلاع کافی و چندانی ندارند.

حتی گاهی اوقات می بینیم که بسیاری می آیند و یک محصول یا خدمتی رو ایجاد می کنند و بعد از آن به دنبال بازاری برای آن خدمت یا محصول مشخص، می گردند.

 

کسب و کار

 

و اینکه در واقع نمی دانند از کجا باید شروع بکنند، در ابتدا می تواند باعث شکست بشود و نهایتاً با یأس و ناامیدی می گویند که “محیط اینترنت برای کسب درآمد فایده ای ندارد، کسب درآمد امکان پذیر نیست،

ما این مسیر را رفتیم یا کسانی که اکنون دارند درآمد کسب می کنند از خیلی وقت پیش شروع کردند”.

بنابراین علل شکست در هر کسب و کاری می تواند به دلایل مختلف و متعددی بستگی داشته باشد که ما می خواهیم در این جلسه به بررسی مهمترین فاکتور موفقیت یا شکست در هر کسب و کاری بپردازیم.

ببینید افرادی که وارد فضای کسب و کارهای اینترنتی می شوند یا کلاً هر کسب و کاری می شوند، دو دسته هستند:

یکسری افرادی هستند که نمی دانند می خواهند چه کار بکنند، چه آموزش هایی را ببینند، بایدها و نبایدهای کسب و کارشان نمی شناسند، چه مهارت هایی را کسب کنند، آیا آن نوع فعالیت با ویژگی های ذاتی آنان همخوانی دارد یا خیر؟

اما یک دسته از افراد هم هستند که شامل افرادی هستند که از همان ابتدای کار می دانند که چه کارهایی را باید بکنند و چه اقداماتی را باید برای پیشبرد کسب و کاشان، اجرایی بکنند.

و افرادی که با برنامه وارد می شوند، افرادی که برای کسب و کارشان ایده های درست و حسابی دارند، این افراد، افراد موفقی هستند، کسانی هستند که در آینده می شوند رهبران بازار و درآمدهایی را بدست می آورند که شما حتی تصورش را هم نمی کردید.

 

 

کسب و کار

 

اما اگر شما هم می خواهید جزو این دسته از افراد، اگر می خواهید در بازار خود، شاخص باشید، جزو ۱۰ درصد برتر بازار خود باشید؛ پس به مواردی که می خواهم در ادامه به شما بگویم خوب دقت کنید.

نیاز یا ایده کدامیک؟ (کشف ایده بر اساس شناسایی نیازهای بازار)

یعنی اینکه ما اول باید ایده به ذهنمان برسد و سپس برای آن ایده بیاییم و بازاری رو تعریف بکنیم، مشتری خاص خود را تعریف بکنیم یا اینکه باید معکوس عمل کنیم و اول نیازهای مخاطبین، نیازهای بازار را مورد شناسایی، بررسی و تحلیل قرار داده و سپس فرآیند ایده پردازی را آغاز کنیم و بر اساس آن نیازهای بازار یا بخشی از آن را تأمین کنیم؟

برخی اوقات مشاهده می کنیم که افراد دارای ایده های بسیار خوبی هستند، اما بدلیل اینکه ایده های آنان با سلائق مخاطب، با نیازهای بازار همخوانی ندارد، با شکست روبرو می شوند.

در نتیجه اگر می خواهیم کالاها و خدماتی رو تولید کنیم که پرفروش باشند و در این عرصه موفق شویم و همانطوری که پیش تر گفتم جزو ۱۰ درصد عرضه کننده موفق بازار خود باشیم، باید ابتدا این را مشخص کنیم که مشتری ما به چه چیزی نیاز دارد.

 

 

کسب و کار

 

برای اینکه ما بتوایم نیازهای بازار را شناسایی بکنیم و آنها رو مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار بدهیم تا نهایتاً بتوانیم محصولی متناسب با خواست مشتری را تولید کنیم، ما به یک نکته اساسی نیاز داریم.

نکته ای که در تمام بازارها و برای تمام مشتریان برقرار است و آنهم چیزی نیست جز جمع آوری اطلاعات در خصوص نیاز مشتری.

انواع نیازها

اما این نیازها چه چیزهایی هستند. بر اساس تحقیقی که توسط سازمان همکاری های توسعه جهانی یا OECD منتشر شده برخی از مهمترین نیازهای مشتریان به ترتیب اولویت به شرح زیر است:

  • اولین نیاز اینست که مردم به درآمد بیشتری نیاز دارند

کافیست که بروید و توی گوگل عبارت “کسب درآمد از طریق اینترنت” را سرچ کنید آنوقت خواهید دید چقدر وبسایت برای شما نمایش داده می شوند که در این زمینه مشغول به فعالیت هستند.

  • بعد از اینکه کسب درآمد کردید نیاز به پس انداز آن دارید
  • بحث ترافیک در دنیای فیزیکی و صرفه جویی در وقت، انرژی و هزینه

این مسئله خودش عاملی است تا کسب و کارهای بسیاری در بستر اینترنت به وجود بیایند. مثال های این قبیل وب سایت ها را می توان دیجی کالا، اسنپ، تپ سی و حتی در زمینه سفارش غذاها به صورت آنلاین زد مثل اسنپ فود (۱۷ ویژگی اسنپ فود) و بسیاری موارد دیگر (تقریباً همه چیز!).

سه ضلع یک کسب و کار

شروع یک کسب و کار در واقع دارای سه ضلع است:

۱- دانش (تخصص)

۲- مهارت

مهارت یعنی توانایی بکارگیری دانش در جهت راه اندازی و هدایت کسب و کار که خوب شما یا خودتان متخصص هستید یا توانایی بکارگیری افراد متخصص در این زمینه را دارید.

مثلاً شما در زمینه راه اندازی یک کسب و کار اینترنتی آموزش دیده اید و با استفاده از آن آموزش ها می توانید به راحتی برای خود یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنید.

۳- شایستگی و ویژگی های شخصیتی

یک فردی که توانایی صحبت در جمع را ندارد و به این کار نیز علاقه ندارد، هرگز نمی تواند سخنران خوبی در زمینه تخصصی خود بشود، حتی اگر دانش این کار را داشته باشد.

کسب و کار

اگر کسی بدنبال ایده می گردد باید با رصد درست بازار یا market monitoring نیازهای بازار را شناسایی کرد. و هنر یک کارآفرین، هنر یک marketer تبدیل همین نیاز یا مشکل به تقاضا است.

بنابراین اولین گام و مهمترین گام شناسایی نیازها و مشکلات مشتریان است و اگر این گام را به درستی انجام دهید می توانید با ارائه محصولات درست به مشتریان هدفتان در زمان مناسب، سهم قابل توجهی از بازار را از آن خود کنید.

ناگفته نماند که عوامل زیادی ممکن است بر روی تقاضای وی و خرید از شما تأثیرگذار باشد اما گام اول همین است که خدمتتان عرض کردم.

در آخر اگر از این مقاله خوشتان آمد می توانید آن را برای دوستان خود نیز به اشتراک بگذارید.

مدل کسب و کار

۳ گام طلایی در طراحی مدل کسب و کار

متن فیلم:

حضور همه دوستان و علاقه مندان به حوزه کسب و کارهای اینترنتی سلام و عرض ادب دارم. من مسعود سابجی مدرس بازاریابی و راه اندازی کسب و کارهای اینترنتی در خدمت شما هستم. در این جلسه می خواهیم به معرفی دوره ۳ گام اساسی در طراحی مدل کسب و کار بپردازیم.

بیشتر افراد توی ذهنشون یکسری ایده هایی دارند و بر این باورند که اگه انجامش بدن، چه اتفاقاتی میوفته. اما واقعیت اینه که شما برای شروع در کسب و کار بیشتر از خود ایده به خلاقیت در پیاده سازی ایده نیاز دارید یعنی نیازی نیست تا حتماً ایده شما نو باشه بلکه نیازه تا ایده ای رو هر چند بارها اجرا شده بیایید یک خلاقیتی بهش بدید و اون رو متفاوت تر از رقباتون به مصرف کننده یا تقاضاکننده کالاها و خدماتتون  ارائه بدید.

اما بحث بسیار مهمی که در اینجا وجود داره اینه که زمانی که می خواید وارد دنیای کسب و کارهای اینترنتی بشید نحوه عملکرد، نحوه performance شما در پیاده سازی اون ایده بسیار نقش حیاتی داره.

اما واقعاً چطوری می خواید اون ایده رو عملی بکنید؟ آیا می خواید به بهترین فرمول برای کسب و کارتون دست پیدا کنید، آیا دوست دارید برای سال ها کسب و کارتون ادامه پیدا کند؟ آیا بدنبال یکسری مزیت های منحصر به فردی هستید تا بتونید همیشه از رقباتون حداقل یک گام جلوتر باشید؟ آیا می خواهید بیشترین سهم از بازار، بیشترین درآمد از بازار نصیب شما بشه و همیشه این درآمد رو داشته باشید و مدام این سهم بزرگتر بشه ؟

روزی که این تصمیم بزرگ به ذهنم خطور کرد رو خوب به یاد میارم. اما از زمانی که تصمیم گرفتم تا وارد دنیای کسب و کارهای اینترنتی بشم تا زمانی که عملاٌ توی این زمینه اقدام کردم، مدت زمان نسبتاً زیادی رو به هدر دادم! حدود ۶ ماه بسیار ارزشمند رو به همین راحتی از دست دادم.

حدود یک سال و نیم پیش بودش که دیگه پیش خودم گفتم تا هر طور شده منم باید وارد این دنیای بزرگ بشم و بتونم به عنوان یک کارآفرین توی این حوزه فعالیت کنم و ازش کسب درآمد کنم. چون به طور اتفاقی می دیدم برخی از وبسایت های معروف درآمدهای بالایی رو دارند، منم پیش خودم گفتم اگه هزاران نفر دیگه تونستند توی این عرصه موفق بشن، پس حتماً تو هم می تونی.

ولی زمانی که اومدم وارد این عرصه شدم وآموزش های زیادی رو دنبال کردم، موتجه یکسی موضوعات شدم، متوجه شدم که من هر چی بیشتر جلو می روم، بیشتر سردرگم میشم. تا تصمیم گرفتم ببینم دقیقاً ریشه این مسئله کجاست؟ واقعاً چطوری میشه یک کسب و کاری رو شکل داد که بتونی با اطمینان کامل بگی آخرش چی میشه اما قبل از اینکه به آخر راه برسی، شایدم به آخر راه نرسی و وسط راه از ادامه راه منصرف بشی.

شروع کردم به سرچ. اونقدر این مسیرو ادامه دادم، سعی و خطا کردم، هزاران منبع مختلف رو بله دوست من هزارن منبع مختلف رو مورد بررسی قرار دادم، آنالیز کردم، تحلیل کردم تا اینکه، بالاخره فهمیدم ریشه کار کجاست. حالا من دوست دارم تا مواردی رو که خودم به اونها پی بردم رو صادقانه با تو دوست خوبم درمیون بگذارم.

ما در این دوره ای که برای شما در نظر گرفتیم، سه گام طلایی رو اومدیم مورد برسی قرار دادیم تا بتونید به بهترین نحو ممکن مدل کسب و کار خودتون رو در سه گام خیلی ساده پیاده سازی بکنید.

گام اول: محیط کسب و کار

ما در اولین گام محیط کسب و کار رو برای شما تشریح می کنیم توی این قسمت در واقع هدف ما اینه که شما بتونید به بهترین نحو ممکن محیط های کسب و کارتون رو شناسایی بکنید. این مسئله درک شما رو نسبت به مدل کسب و کار به شدت تقویت می کنه و به این وسیله اون شما می تونید به راحتی مدل های کسب و کار رقابتی تری رو پیاده سازی بکنید.

گام دوم: مدل کسب و کار

در گام دوم سعی می کنیم انواع مدل کسب و کار رو به طور کامل برای شما تشریح کنیم. انواع اونها رو به شما معرفی می کنیم، بوم کسب و کار رو مورد تحلیل قرار می دهیم

گام سوم: تغییرات

و در گام آخر هم تغییرات و اثرات آن در مدل کسب و کار رو مورد بحث و بررسی قرار خواهیم داد. با این دوره شما قادر خواهید بود تا هر مدل کسب و کاری رو که می خواهید برای کسب و کارتون پیاده سازی و اجرا کنید.

اگه در هر قسمتی به مشکل برخوردید، من در کنارتون شما هستم تا بتونید به امید خدا مدل کسب و کارتون رو بنویسید.

در آخر هم یک هدیه ویژه رو برای دوستانی که در این دوره رایگان ثبت نام کنند در نظر گرفتیم. ما یک پک ۲۰ تایی از بک لینک هایی با آتوریتی بالای ۵۰ خدمت دوستانی که تمایل دارند توی این دوره رایگان شرکت بکنند، در نظر گرفتیم و این مسئله می تونه به شدت روی رتبه سایت شما اثرگذار باشه.

اما اگه واقعاً تصمیمت رو گرفتی، اگه واقعاً میخوای یک کسب و کار برای خودت راه اندازی کنی، اگه دوست داریی پیشرفت کنی، و به درآمد و ثروت برسی. دوست عزیز این دوره تا به حال به این صورت برگزار نشده.

پس اگه می خوای بدونی که قراره چی آموزش ببینی بهت پیشنهاد می کنم همین حالا روی لینکی که در پایین همین صفحه هستش کلیک کن و در دوره آموزش رایگان و حرفه ای ۳ گام طلایی در طراحی مدل کسب و کار شرکت کن. دوست من این آموزش فقط برای مدت کوتاهی رایگان هستش و بعد از اون دیگه هرگز رایگان نخواهد بود.

جهت عضویت رایگان در دوره ۳ گام طلایی در طراحی مدل کسب و کار اینجا را کلیک کنید